سلام
هوا خیلی خوبه . باد خنکی میاد داخل اتاق که حال آدمو جا میاره ...
با کمک برادرم دو روز پیش ماشینمو تعمیرش کردیم و دوباره باهاش دارم میرم اینور و اونور!
هفته پیش ۵ شنبه نوبت دندونپزشکی داشتم که دختره -منشی دکتر- زنگ زد و گفت دکتر گفته هفته دیگه بیا این هفته خیلی خستم!!! منم با این که وسط راه بودم گفتم باشه آخه دکتر خسته میاد بدتر دندونمو خراب می کنه تا آباد! منم رفتم بازار و کفش خریدم! ![]()
صبحی رفتیم با آراسته تو جشن دانشجوا جدیدالورود خودی نشون دادیم و برگشتیم از طرف رییس دانشکده که بجش مریض بود و نتونسته بود بیاد!
امروز آخرین روزیه که اومدم سرکار و بعدش یه مرخصی هشت روزه استحقاقی گرفتم . خیلی کار دارم تو این هشت روز!
هنوز موفق نشدم بلیط هواپیما بگیرم برای نوزدهم که می خوام برم تهران! فک کنم مجبور شم پیاده برم!!!
چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه!
برام دعا کنید...
درووود ...